على ربانى گلپايگانى

415

درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )

جهنى نقل شده است . وى ماجراى ازدواج موقت خود را نقل كرده است ، در اين نقل نيز تفاوت‌هاى و تعارض‌هاى بسيارى به چشم مىخورد . گاهى گفته شده است وى با پسر عمويش همراه بودند ، و در مورد ازدواج موقت با زنى گفت‌وگو كردند . و او ازدواج با سبرة را برگزيد ، زيرا وى خوش سيما بود و ردايى گرانبها بر دوش داشت . و گاهى گفته شده است ، او خوش‌سيما بود ولى ردايى كهنه داشت اما پسر عمويش بد منظر بود ولى ردايى گرانبها داشت . و گاهى گفته شده است ، آن زن ازدواج با پسر عموى سبره را انتخاب كرد . گاهى گفته شده است ، فردى كه با سبرة همراه بود از قبيله‌ى بنى سليم بود نه از قبيله‌ى جهينه . گاهى نقل شده است ، سبره مهر ازدواج موقت خود را يك برد قرار داد ، و در نقل ديگر آمده است كه وى با دو برد ازدواج كرد . روشن است كه با وجود چنين اختلافات و تعارض‌هايى روايات نسخ از چنان اعتبارى برخوردار نيستند كه بتوان آنها را ناسخ حكم قطعى قرار داد . به‌ويژه آن‌كه با روايات دال بر عدم نسخ نيز معارضه دارند . 4 - از ابن عباس روايت شده كه گفته است : « ما كانت المتعة الّا رحمة ، رحم اللّه بها امّة محمد صلّى اللّه عليه و آله لولا نهيه ( يعنى عمر ) عنها ما احتاج الى الزناء الا شفى » « 1 » مفاد اين روايت اين است كه متعه توسط پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نسخ نشده است ، بلكه عمر از آن نهى كرده است . اين حديث مؤيّد حديث جابر است كه پيش از اين نقل گرديد . 5 - طبرى و ثعلبى در تفسير آيه‌ى فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ « 2 » ؛ يعنى مربوط به

--> ( 1 ) . ابن الاثير ، النهاية : 2 / 488 ، كلمه‌ى شقى ، ابن اثير در معنى « الّا شقي » گفته است : الّا قليل من الناس . ( 2 ) . نساء / 24 .